تبليغاتX
Love Story - یادبود
Love Story
کوهساران مرا پر کن , ای طنین فراموشی ! !
Home Email Archive Designer

انقدراین درد بزرگ هست که رو لبام مهر سکوت خورده .

انقدراین درد عظیم هست که دوست دارم بخوابم و هیچ وقت سر بلند نکنم .

انقدراین مرثیه غم انگیز هست که اگر زمین هزاران باربچرخد باز این غم فراموش نخواهد شد .

انقدرتحمل این مصیبت سخت هست که نمی دونم شانه هایت تاب می آورد یا نه .

نمی دونم طاقت میاری یا نه .

آسمون رو که می دونم ، کم میاره زیر بار این غم .

دوست خوبم سارای عزیز

چی دارم بگم ، چی می تونم بگم

حرفم نمیاد ، اشک هم که خشکیده

خدا هم که . . . .  

جز دلداریت به صبر ، جز به اینکه . . . . 

چی می تونم بگم .

تسلیت هم کم میاره در مقابل با غم تو .

پ ن : مامان سارای نازم (قاصدک)بعد از تحمل چندین سال درد و رنج ناشی از بیماری دیروز رفت پیش خدا؛ تا شاید اونجا بتونه یه شب، بدون درد، بدون گریه های شبانه ، بدون مسکن های قوی،بدون غصه، بدون درد ،آسوده بخوابه . 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 9:34 توسط سپیده |


Home | Archive | Email